در ستاد مرکزی آیت الله رئیسی به صورت غیر رسمی به عنوان قائم مقام کل ستاد همکاری میکرد. آرام و متین و بی ادعا در اتاقی مینشست و آنچه از دستش برمیآمد انجام میداد و میگفت از چهار سال قبل که در ستاد آقای جلیلی بوده مبالغ کلانی بدهکاری دارد و شخصاً وام گرفته و بدهکاری ها را داده و حالا سالهاست که اقساط آن ها را می دهد.
ساعت از ۱۲ نیمه شب گذشته بود که ستاد را ترک کرد تا به منزل برود. پشت سرش خارج شدم و دیدم کنار خیابان منتظر تاکسی است و حتی حاضر نمیشد نیمه شب که به منزل می رود از خودروهای ستاد استفاده کند…
او همان مرد غیوری است که وقتی فهمید نماینده دولت به نمایندگان مجلس چک میدهد تا امضایشان را پس بگیرند، چنان سیلی به گوش نماینده دولت زد که برق از چشمانش پرید و او همان مرد غیوری است که وقتی ناجوانمردانه سرنوشت ملت را در ۲۰ دقیقه در قالب برجام معامله کردند، گریست.
“او معلم خلوص و غیرت و مردانگی و عشق به مردم بود.”
